پیشواز

بد نیست بعضی وقتا یه کوچولو بنویسم. متن طولانی تو دست
دارم که آروم آروم در حال نوشته شدنه ولی خوبه بعضی وقتا یه کوچولو بنویسم که
فاصله ها دیگه خیلی خیلی زیاد نشه. البته میدونید که من کلا نمیتونم کوتاه بنویسم
ولی سعیمو میکنم.

راجع به چی بنویسم؟  فردا ماه رمضونه.

روزمو میگیرم. یه چند سالی هست که همشو گرفتم. از اون سالای
قبلتر که جوان بودم یه چند تایی روزه بدهکارم که همینجوری مونده. نمازم که دیگه؛  وقتی روزه میگیری نمازتم باید بخونی دیگه. همون
قبلترا که گفتم شبای قدر رو میخوابیدم اما یه چند سالی میشه که بیشتر شبای قدر رو
میرم بیرون؛ مثلا مصلی رفتم، حرم امام رفتم، امامزاده صالح رفتم، امامزاده هاشم
رفتم، یکی دوتا مسجدایی که معروفترن رفتم وجاهای دیگه. مسجد محلمون فقط نرفتم،
البته همون قدیما یکی دوباری رفتم ولی جدیدا یه چندسالیه که شبای قدر یدونه از این
جوجه مداحا دوکونشو آورده تو مسجد محل ما پهن میکنه یه عده موتور سوار ویه سری هم
پیاده وباماشین مثل قارچ اون دوروبر سبز میشنو ،،، من که تا حالا نرفتم تو مجلسشون
ولی باور نکن حرفی تو مجالسشون بزنند که جزو عبادت بشه بحساب آورد. پارسال یا
پیارسال بود رفتم همین مسجد محل برای احیا دیدم جا نیست، داشتن فیلمبرداری هم
میکردن ازش، رفتم مسجد محل همسایه، اونجا روحانی داشت حرف میزد منم رفتم نشستم،
حرفاش که تموم شد باز یکی از همین جوجه مداحا اومد رو صحنه؛؛ جوجه که چه عرض کنم،
اونیکی رو که گفتم جوجه بازم یه اسمو رسمی داشت، اینیکی در مقابل اون جغله هم
نبود، رفته بود دوراشم زده بود و آخرسر اومده بود اونجا ومیگفت خوشبحال اونایی که
به ته کاسه رسیدن. دیگه آدم چی بگه.

اونبار که با یکی از بچه ها رفتم حرم امامو بگو. معلوم بود
که بیشتریا شهرستانین، اون اطرافم هم کلی فضای سبز وغیر سبز هستو ملتم بساطشونو
پهن کرده بودن و یکی قلیونشو میکشید و بچه ها بازی میکردن و یه سری شام میخوردن
وخلاصه شهرفرنگ بود. رفتیم تو، شیخ حسین بالا منبر بود، بگو چی میگفت؟!؟! حکایت
وروایت پشت روایت وحکایت که مردمان تهران چنان از خدا ودین خدا فاصله گرفتن و در
منجلاب فساد فرو رفتن که هر کی به فکر اومدن به تهران بیفته خــَـسَرالدنیا
والاخره. منو میگی (آدمک شاخ دراورده) گفتم اینجور که این بابا میگه فکر نکنم
تهران تا صبح دوام بیاره وعذاب الهی آفتاب طلوع نکرده همه رو کـُن فیکن میکنه.

بگذریم از این حرفا.

خلاصه ماه رمضون اومدو مرداد ماهه و گرما بیداد میکنه و به
این راحتیا هم نیست. اونا که روزه نمیگیرن که هیچی ولی من که قصد دارم روزه بگیرم
اگه همه سختیا رو بکشم وآخرشم دست خالی بیام بیرون خیلی زور داره. ولی به هر حال
چندان جای نگرانی نیست، من کار خودمو میکنمو حتما خدا هم کار خودشو. من بندگیمو
میکنمو خداهم خداییشو. به امید خدا.

خدایا ما میاییم؛ بقیش با خودت؛ دیگه هر چی کرمته به ما
توجه کن؛ هرچقدر دستت بازه به ما بده.

/ 6 نظر / 25 بازدید
غزاله

نماز و روزه ها قبول. منم قبول دارم که خیلی از این مداحا و سخنران ها حرفهای پر مغزی نمی زنن. همون بهتر که تو این شبا جوشن کبیر و توسل و... بخونن تا اینکه تجزیه و تحلیل خودشون از دین رو به مردم ارائه بدن!

گاندلف

خدا نبشت: ... هی بنده بیا... اون با من.... ............................................................... سلام چطروی... دیشب داشتم بهت فک میکردم ببینم کجایی کوشی.. و اینها... الان که اومدم دید آپم کردی کلی ذوق کردم... منتظرم طولانی بخونمت...

گاندلف

آقا مداحی شغل کثیفیه... به جان خودم اگر مرجع میودم دستور میدادم همشونو دار بزنن ....

الهام

سلام ناز و روزه ها مقبول درگاه حق شرمنده که دیر بهت سر زدم خیلی درگیر بودم (

الهام

نمیدونم مداحی به قول کاندلف کثیف است یا نه؟ ولی چیزی که می دونم اینه که مردم ما به گریه نیاز ندارند... اگر گریه به خاطر فهم بزرگی اما حسین بود بک چیزی.... ولی همه ما می دونیم که اینطور نیست.... واقعا تو این ماه عزیز آروز می کنم حالا که ملت ما اینقدر مذهب دوست داره و خاضر برای ارکان مذهب بمیره و گریه کنه خداقل همه مان به یک درک درستی از مذهب برسیم ( جسارت نباشه شاید شما رسیده باشی من خودم هنوز اندر خم یک کوچه ام) چقدر زیاد شد نوشته ام...دارم جبران مافات می کنم

ترنم

دیر اومدم.. ولی نماز روزه ها قبول[لبخند]